پیش xadنوشت:
خوشبختانه فرصتی شد تا فیلم "بادیگارد" را روی پرده ببینم. اکران عمومی فیلم هنوز شروع نشده ولی با هماهنگی با عوامل فیلم در دانشگاه نمایش داده شد.
اصل مطلب:
حاتمی کیا فیلمش را بر اساس دغدغه ای ساخته که بنظرم دغدغه مهمی است. من صحبتxadهای او را از پشت سکانسهای فوق العاده فیلمش می شنیدم، دردودل های این مرد را میشد در جای جای فیلم شنید. حاتمی کیا در این فیلم نقدهای شجاعانه ای به وضعیت امروز دارد. او دلسوز واقعی این کشور و نظام است و از این منظر نقد میکند. من فکر میکنم بیشتر گلایه حاتمی کیا از کسانی است که قداست نظام را از بین بردهxad اند. این نقدهایی که در اینترنت در مورد طعنه حاتمی کیا به این دولت و آن دولت خواندم بنظرم با هدفی که حاتمی کیا از فیلمش داشته زمین تا آسمان فاصله دارد.
حاج حیدر "محافظ یکی از شخصیتxadهای نظام" است و نه "بادیxadگارد یک مقام سیاسی"، او یک گارد برای جسم یک نفر نیست، محافظ بخشی از نظامی است که مقدس است. حاج حیدر عاشق جان دادن در راه عقیده اش است، اما از طرفی دلش نمیخواهد بزرگترین دارایی اش را در راه چیزی که مقدس نیست بدهد. جان دادن برای یک مقام سیاسی در حالی که برای کسب قدرت بیشتر تلاش میکند آیا درست است؟ حاج حیدر زمانی هم رزم همت و باقری و باکری بوده، درست بودن جنگیدن در کنار آنها در دهه 60 جای تردید نداشته و جان دادن در این راه بزرگترین آرزوی امثال حاج حیدرها بوده، اما آیا امروز، در دهه 90 هم چیزی برای جان دادن وجود دارد؟ حاج حیدر همان انسان عاشق است، همو که هنگام نوشتن گزارش یک عملیات (با وجود اینکه جان عده زیادی را نجات داده و مافوقش به دنبال برگزاری جشن برای او و ترفیعش است) از کاستیxadهای خودش مینویسد و خودش را مسئول جان انسانهایی میداند که کشته شده اند، طوری که طبق گقته مافوقش انگار وصیت نامه نوشته، حاج حیدر به فکر صحرای محشر است و مافوقش به فکر جشن دریاقت نشان لیاقت از رئیس جمهور برای او. پس حاج حیدر همانی که بوده هست، اما این مسئولان نظام هستند که تغییر کردهxad اند؛ طوری که حیدر در جاهایی از فیلم در دادن جانش در راه محافظت از این عده شک میکند.
حیدر نماینده نسل به جاماندهxad یِ عاشقِ دهه 60 است. حاج حیدر را قبلا هم در قامت حاج کاظم آژانس شیشه ای دیده بودیم. حاتمی کیا در این فیلم از حسرتش درباره از دست رفتن خلوص دهه 60 میxadگوید، از ملغمه حق و باطل در دهه 90 میxadگوید. فیلم روایت تردیدهای نسل جدید در باورهای نسل قبل هم هست. آنجا که دختر حیدر حاضر نیست که همسر آینده xadاش "بادیگارد" باشد. آنجا که دخترش به او میگوید دوست ندارد هر لحظه استرس شنیدن خبر بدی را داشته باشد.
فیلم سرشار از سکانسxadهای فوق العاده و دیالوگxadهای ماندگار است. سکانسهایی که میxadتواند همچون سکانسxadهای آژانس شیشه ای ماندگار شود. در کنار نویسندگی و کارگردانی فوق العاده فیلم، دو عامل خوب دیگر هم در نگاه من (که علم سینما ندارم و به عنوان یک بیننده عادی فیلم را دیدم) مشهود بود. اولی موسیقی زیبای فیلم که کار "کارن همایونفر" بود و دیگری بازی فوق العاده "پرویز پرستویی". تصور بازی کس دیگری بجای پرویز پرستویی برای حاج حیدر از نظر من غیرممکن بود. بازی زیبا و با احساس پرویز پرستویی واقعا به این شخصیت روح داده بود.
و اما در پایان باید گفت این فیلم درباره زندگی کردن بر اساس عقیده است، چیزی که گوهر نایاب این روزهای ما در عصر ماشین و تکنولوژی است. چند صحنه از فیلم احساساتم را منقلب کرد، خصوصا سکانس آخر که آرزوی حاج حیدر در میانه ملغمه حق و باطلِ دهه 90 محقق شد. حاتمی کیا خدا پدرت را بیامرزد که اینجور زیبا عشق را تصویر میکنی.
پیxad نوشت 1:
حاتمی کیا در این فیلم انگار از دل من حرف میxadزد، از واقعیتxadهایی که با آرمانهای دهه 60 فاصله دارد و بالطبع نمیxadتوان آن چنان ایمانی داشت بهشان. حال عجیبی داشتم بعد فیلم. حال خیلی خوبی بود. خدا حفظت کند ابراهیم حاتمی کیا، این چنین روایتگری فقط از تو بر میxad آید. امیدوارم شاگردانی چون "محمدحسین مهدویان" بیشتر در مکتب فیلمxadسازیت تربیت شوند.
پی نوشت 2:
بیصبرانه منتظر دیدن "ایستاده در غبار" مهدویان هستم.
پی نوشت 3: (چند روز بعد از نوشته اصلی)
چند روز بعد از نوشتن این متن این مصاحبه از ابراهیم حاتمی کیا منتشر شد:
حاتمی کیا: من شمشیری نیستم که بتوان با آن خیار پوست کند
خیلی خوشحالم که مدل ذهنی حاتمی کیای عزیز را خوب فهمیده بودم و حسم مطابقت زیادی با گفته های خودش از دغدغه هایش داشت.
برچسب: بادیگارد ابراهیم حاتمی کیا,باديگارد ابراهيم حاتمي كيا,فیلم بادیگارد ابراهیم حاتمی کیا,فیلم بادیگارد از ابراهیم حاتمی کیا,
نویسنده: آریا میرزاپور